«ش ز ا ن» ترکیب اسمی عجیب که همه‌چیز را برایمان گنگ و نامفهوم می‌کرد. فقط شنیده می‌شد که یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاران خطرپذیر ایران روی این استارت‌آپ سرمایه‌گذاری کرده است! و بعد هم خبر آمد شزان با شرکت بلاروسی قرارداد همکاری امضا کرده. هرچه در ذهنمان گشتیم که محصول این استارت‌آپ چیست، پاسخی نیافتیم. برای همین راهی سیلیکون‌ولی ایران در حوالی بومهن شدیم. پارک علم و فن‌آوری پردیس، نوآوری ۲، پلاک ۲۵٫

ساختمانی که طبقه اول نیمه‌کاره‌اش بیشتر ذهنمان را مشغول کرد. بسته‌های بزرگ چوبی بازنشده میان گچ و آجرهای روی هم تلمبارشده. از پله‌های آهنی که بالا رفتیم وارد فضایی متفاوت شدیم. حجم انبوهی از سفیدی. سرامیک‌های سفید، میزهای سفید، دیوارهای سفید و کارکنانی با روپوش‌های سفید. حسی شبیه بیمارستان یا بخش آزمایشگاهی بیمارستان‌ها. حالا کم‌کم فکر می‌کردیم با یک استارت‌آپ دارویی روبه‌رو هستیم. اما وقتی دکتر رضا کلانتری نژاد، بنیان‌گذار شزان، روبه‌رویمان نشست و شروع کرد به حرف زدن متوجه شدیم پا به یک آفرینشگاه گذاشته‌ایم. آفرینشگاهی که در آن از محصول به مفهومی که ما می‌اندیشیدیم خبری نیست و عجیب‌تر آنکه سرمایه‌گذاران روی کسب‌وکاری سرمایه‌گذاری کرده‌اند که برای به بار نشستنش باید نزدیک به یک دهه فقط هزینه کنند و در ۱۰ سال آینده شاهد اتفاقی بزرگ باشند. تیمی که در شزان کار می‌کنند همه جوان هستند، آنقدر جوان که وقتی به چهره‌هایشان نگاه می‌کردیم باورمان نمی‌شد که این دختران و پسران جوان می‌خواهند چیزهایی بیافرینند که تصور آن هنوز برایمان سخت است. اما ما در مقطعی تاریخی مثل جنگ هم شاهد بودیم که بچه‌های جوان ایرانی نشدنی‌ها را شدنی کردند. دیروز در خیبر و هورالعظیم و امروز در شزان و در پارک و علم و فن‌آوری پردیس.

 

  •    برای شروع ابتدا از شزان برایمان بگویید؟

شاید تا به حال کمتر شنیده باشید که کسب‌وکاری نوپا برون‌داد فلسفه و مطالعات علم و فناوری باشد، شما امروز جایی هستید که به اندازه‌ اتکا به توسعه فناوری‌های نوین، زاییده علاقه‌مندی جمعی است به فلسفه و مدیریت علم و فناوری. علاقه‌مندی که نتیجه مشارکت در فعالیت‌های متعدد توسعه علم و فناوری و تجاری‌سازی است که همراه با تجربه‌های موفق و ناموفق بوده است. به گمانم شزان نماد تمایل به مشارکت و اثرگذاری در یک تغییر بزرگ اجتماعی است که مبتنی بر فناوری‌های همگراست. شزان جایی است که شانس علاقه‌مندان به ارزش‌آفرینی مبتنی بر فناوری‌های همگرا را افزایش می‌دهد. بستری است برای نوآورانی که می‌خواهند با تکیه بر موج بعدی فناوری، تغییری شگرف در جامعه به وجود آورند. شزان خانه این نوآوران فناوری‌های همگراست.

 

  •  چه اتفاقی افتاد که ‌تصمیم به بنای این خانه‌نوآوری گرفتید و از کی شروع کردید؟

سال ۱۳۸۲، مدیر مهندسی یک مجموعه‌ خصوصی و معتبر قطعه‌سازی صنایع خودروسازی بودم و دو سه سال بود که از دانشگاه در مقطع کارشناسی ارشد فارغ‌التحصیل شده بودم. با آنکه موقعیت حرفه‌ای مناسبی داشتم و درآمد بدی نداشتم، احساس می‌کردم گمشده‌ای دارم که مقبولیت در کار را برایم کمرنگ کرده بود. حوزه کاری‌ام ایستا بود، امیدم به آینده را کم‌رنگ می‌کرد، می‌خواستم چیزی در آینده خلق کنم. همین باعث شد آن مجموعه را ترک کنم و به دنبال ادامه تحصیل بروم به این امید که گمشده‌ام را در دوره دکتری بیابم. نخست به مجموعه پژوهشی پیوستم و سپس دوره دکترای مهندسی مکانیک را در دانشگاه صنعتی امیرکبیر شروع کردم، اما به‌مرور فهمیدم ادامه تحصیل در رشته مهندسی مکانیک آن چیزی نیست که جستجو می‌کردم.

گاهی آشنایی با بعضی آدم‌ها نقطه عطف زندگی آدمی می‌شود، آدم‌هایی که دیدنشان، مسیر زندگی را عوض می‌کند. از سال‌ها قبل، به دلیل همکاری با دکتر بهرامی در شورای پژوهش‌های علمی کشور در سال‌های میانی دهه ۷۰ با موضوع فناوری‌های نوین و آینده‌پژوهی آشنا بودم و همین باعث شده بود تا فناوری و چگونگی توسعه آن برایم موضوعی جذاب باشد و همین انگیزه‌ای شد تا به دنبال حوزه‌های جدید بگردم و درنهایت زمینه فناوری نانو را برای گذراندن رساله‌ دکتری انتخاب کنم. با آغاز دوره دکتری با دکتر هاشم رفیعی‌تبار آشنا شدم و درنهایت ایشان هدایت رساله‌ دکتری مرا به همراه آقای دکتر بهرامی به‌عنوان استادان راهنما پذیرفتند. دکتر هاشم رفیعی‌تبار استاد فناوری نانو در پژوهشگاه دانش‌های بنیادین، یک دانشمند به تمام معنا، زیرک و نکته‌بین بود. اما به گمان من مهم‌ترین ویژگی ایشان درک بنیادین عوامل تغییر علمی و فناورانه بود، حوزه‌های بین‌رشته‌ای را می‌شناخت و پژوهش برایش امری جدی بود. آشنایی با ایشان مرا به فناوری‌نانو و زیست‌فناوری علاقه‌مند کرد، چیزهای زیادی بود که نمی‌دانستم، باید از نو شروع می‌کردم، حتی مبانی هم برایم آشنا نبود و همین جذابش می‌کرد. پر بود از فضاهای کشف نشده و صورت‌مسئله‌های جدید. همین علاقه‌مندی مرا از مهندسی دور و به علوم نزدیک کرد. آنجا بود که دریافتم دنیا چندان هم آن‌گونه که مهندسان می‌بینند نیست. دنیا آنقدرها هم برنامه‌پذیر نیست و پیچیده‌تر از آن چیزی است که به نظر می‌رسد، خیلی بزرگ‌تر از این حرف‌هاست که کسی برایش نقشه بکشد. همین صورت‌مسئله‌ها مرا به حوزه زیست نانوفناوری کشاند و رساله دکترایم را با وجود همه مشکلات در همین حوزه انجام دادم. قانع کردن دانشگاه‌ که مرا به‌عنوان دانشجوی دوره‌ دکتری مهندسی پذیرفته بود کمی دشوار بود اما با حمایت استادان راهنمایم، ممکن شد. هرچه بیشتر در این مسیر قدم برمی‌داشتم، می‌فهمیدم که پارادایم جدیدی در حوزه علم و فناوری در راه است و شواهد بیشتری برای آن می‌یافتم. پارادایمی که هیچ نسبتی با گذشته ندارد. اگر موج سوم را موج فناوری اطلاعات بدانیم، چیزی در راه است که توان آن به‌مراتب بیشتر و گسترده‌تر از توانمندی‌های قبلی فناورانه است. موجی تازه که به شما اجازه می‌دهد ساختارها و مواد را در ابعاد مولکولی و اتمی دستکاری کنید و به صورت بنیادین از توان هستی برای برآوردن نیازهای آدمی استفاده کنیم.  در همین خیال‌ها سیر می‌کردم و به دنبال دست‌وپا کردن رساله‌ای مناسب برای دکترایم بودم که یکی از دوستانم را که در حوزه آینده‌پژوهی کار می‌کرد، ملاقات کردم. او برایم روی یک‌تکه کاغذ کوچک از سندی اخیر در ایالات‌متحده آمریکا نوشت که در آن آمده نانوتکنولوژی، بایوتکنولوژی، اطلاعات و علوم شناختی در کنار ارتباط دوبه‌دو، ارتباطی چهارگانه با هم دارند. کاغذ را در حالی که سوالات تازه‌ای در ذهنم ایجاد شده بود، از او گرفتم. چند هفته بعد با علی پایا، فیلسوف فلسفه علم، آشنا شدم. او در جلسه‌ای گفت که به دنبال مطالعه بر روی حوزه اِنبیک (شزان) است و می‌خواهد بداند همگرایی نانوتکنولوژی، بیوتکنولوژی، اطلاعات و علوم شناختی و ساختن یک ابرفناوری منجر به چه چیزی می‌شود و اثرات احتمالی آن بر جامعه ایرانی چیست. پا پی همکاری با علی پایا شدم و با اصرار توانستم دو سال با او کار کنم. این همکاری منجر به نشر کتابی درباره فناوری‌های همگرا شد و در آن «شزان» به‌عنوان سرواژه بدیل اِنبیک خلق شد. رساله دکتری‌ام را تمام کردم و باور داشتم که فناوری‌های همگرا موج چهارم تمدن بشری را می‌آفرینند. سوال این بود که برای سرعت بخشیدن به تجاری‌سازی یافته‌های فناورانه علمی چه باید کرد تا احتمال موفقیت به‌کارگیری و تجاری‌سازی یافته‌های فناورانه علمی بیشتر شود؟ به نظر می‌رسید ارتباط مستقیم و موثر بین متولیان توسعه فناوری و بازار بدون سازمان‌های واسط ممکن نیست. مطالعه سازمان‌های نوآوری و شتاب‌دهی فناوری موجود در جهان نشان می‌داد که یکی از راه‌حل‌ها، راه‌اندازی چنین سازمان‌هایی است.  از سال ۱۳۸۳ بخش‌هایی از سیاست‌گذاری علم و فناوری ازجمله ستاد توسعه فناوری نانو به حوزه فناوری‌های همگرا و اهمیت آن توجه داشتند. تا درنهایت در سال ۱۳۹۴ با تشکیل ستاد راهبردی فناوری‌های همگرا این توجه شکلی رسمی به خود گرفت و در معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری ساختار یافت. همزمان سرمایه‌گذاران هم به این موضوع علاقه نشان دادند. گویا کسانی که آینده توسعه علم و فناوری را رصد می‌کردند، می‌دیدند که پتانسیل‌های کشور در حوزه فناوری‌های همگرا دست‌کمی از حوزه فناوری اطلاعات ندارد و همین باعث شد تا در تعامل با سرمایه‌گذاران، تیم بنیان‌گذار شزان به جمع‌بندی ایجاد یک مرکز نوآوری و شتاب‌دهی مبتنی بر فناوری‌های همگرا برسد و به صورت رسمی شزان در دوازدهم بهمن‌ماه ۱۳۹۴ متولد شد تا فرآیند تبدیل فناوری به محصول را تسهیل و تسریع کند. شزان علاوه بر من هم‌بنیان‌گذاران و همکارانی دارد که وجود باوجودشان بی‌نظیر و بی‌بدیل است. سخت‌کوشی، خلاقیت و نوآوری، نگاه ملی و اجتماعی و تخصص بالا از ویژگی‌ها مهم همراهان من در شزان است. بدون حضور ایشان شزان قابل‌تحقق نبود. به نظر من عشق مسری است. این را به صورت علوم شناختی می‌گویم. عصب‌هایی در مغز داریم که فعالیتشان آیینه‌ای است و رفتارهای ما را تکرار می‌کنند. اگر کسی بخواهد در جایی مثل شزان کار کند، باید عشقش به بقیه سرایت کند. به گمانم در شزان به‌خوبی می‌توان این سرایت را دید.

 

  •    شاید برای شما عادی باشد اما اطلاعات ما  از این حوزه که تازه‌ وارد ایران شده، محدود است. اگر ممکن است کمی بیشتر درباره موضوع استارت‌آپتان توضیح دهید.

شزان یک خانه نوآوری است. بستری که کمک می‌کند اگر کسی در حوزه فناوری‌های چهارگانه ایده‌ای داشته باشد، آن را با سرعت زیاد تبدیل به کاربرد موثر در بازار ‌کند و یک زنجیره کامل کسب‌وکار را ایجاد کند. چیزی شبیه شتاب‌دهنده‌ها، اما شزان شتاب‌دهنده به سبک شتاب‌دهنده‌های حوزه فناوری اطلاعات نیست. به این واسطه که شتاب‌دهنده‌ها به صورت معمول از الگوهای استاندارد پیروی می‌کنند. شزان بیشتر شبیه مراکز تحقیق و توسعه وابسته به صنایع است. نیازی در بازار وجود دارد، دانش پایه‌ای را می‌طلبد و شزان کمک می‌کند با یک روش‌شناسی خاص این دو به هم متصل شوند و گام‌های توسعه فناوری، محصول و بازار طی شود.  همه تا حدودی با چهار حوزه فناوری به صورت جداگانه آشنایی داریم؛ فناوری اطلاعات که برای عموم مردم آشناست. فناوری نانو هم‌اینک سابقه‌ای بیش از ۲۰ سال دارد، به صورت خلاصه این فناوری قابلیت دستکاری و کنترل مواد در ابعاد اتمی و مولکولی برای بروز ویژگی‌های نوپدید است، یعنی بهره گرفتن از توان هستی در ابعاد اتمی و مولکولی. زیست‌فناوری هم کاربرد زیست در برآوردن نیازهای آدمی است و علوم و فناوری شناختی به زبان ساده به هر آن چیزی بازمی‌گردد که در حوزه روانشناسی، مغز و عصب‌شناسی، و فلسفه ذهن وجود دارد. حال سوال این است که چطور می‌توان این چهار فناوری را با هم ترکیب کرد؟ سوالی که پاسخی فیزیکی دارد. وقتی به هر چهار حوزه در ابعاد اتمی نگاه کنیم، همه آن‌ها یک ساختار دارند و قوانین فیزیک پایه‌ای بر آن‌ها حاکم است. بنابراین شاید بتوان فناوری خلق کرد که قابلیت هر چهار حوزه و فراتر از آن را داشته باشد. البته اینکه این همگرایی منجر به هم‌افزایی خواهد شد یا نوعی همجوشی اتفاق خواهد افتاد محل اختلاف متخصصان است. اگر همجوشی تحقق یابد ما به فناوری دست خواهیم یافت که یک ابرفناوری نوین است با قابلیت‌های نوپدیدی که برای آن تاکنون بدیلی نبوده است. فناوری که قادر خواهد بود در تراز مولکولی و اتمی، ساختارها و محصولات هوشمندی خلق کند که ویژگی‌های نوپدید داشته باشند. در میان‌مدت، همگرایی که هم‌افزایی می‌شود نیز قابلیت‌هایی در اختیار قرار خواهد داد که تاکنون هیچ فناوری در این سطح قادر نبوده است چنین راه‌حل‌هایی برای برآوردن نیازهای آدمی خلق کند به گونه‌ای که اثربخشی آن را می‌توان با عصر فناوری اطلاعات مقایسه کرد.  

 

  •   خروجی این همگرایی چه می‌تواند باشد؟

گوشی موبایل خود را تصور کنید که امروز یک کارخانه تماما آن را ساخته است، حالا زمانی را تصور کنید که گوشی‌های موبایل زاده و بعد پرورانده شوند، از طریق ابرفناوری که نهفته در دل همین چهار فناوری است. بعضی از شرکت‌های خودروسازی پیشرو چون مرسدس بنز باور دارند که تا سال ۲۰۵۰ میلادی خودروها دیگر در یک خط تولید، تولید نخواهند شد بلکه از دل یک انکوباتور زاده  خواهند شد و بعد توسط مشتری پرورانده می‌شوند. خودروهایی که هرکدام با توجه به فردی که مالک آن‌هاست، منحصربه‌فرد خواهند بود. تحقق این افق بلند، منافع کوتاه‌مدتی هم با خود به همراه خواهد داشت. به‌طور مثال توسعه ابزارهایی که رابط میان انسان و ماشین هستند، تکنولوژی که ترکیب حوزه فناوری اطلاعات و علوم شناختی است و می‌گوید چطور می‌توانیم به جای اینکه در یک ماشین تایپ کنیم یا از موس استفاده کنیم، با فکر کردن به آن فرمان دهیم. در حال حاضر همکاران من سامانه‌ای طراحی کرده‌ و ساخته‌اند که با فکر خود به کامپیوتر فرمان می‌دهد. مثال دیگر توسعه حسگری است که بتوان در یک آن با استفاده از یک قطره خون، عوامل بیماری‌زا در بدن انسان را شناسایی کند. یا مواد و محصولاتی که قابلیت‌های تکاملی و خودترمیمی دارند. توسعه داروهایی با قابلیت رسانش هدفمند، از حوزه‌های مهم در فناوری‌های همگراست.  اکنون شزان در حال مذاکره نهایی با یک مجموعه داروسازی بین‌المللی برای تحقیق و توسعه بر روی دارویی هوشمند است که قادر است با رهایش تحت کنترل، دارو را به عضو مورد نظر برساند و از عوارض آن بر سایر اعضای بدن بکاهد. این دارو با تکیه بر دانش فنی ایجاد شده در حوزه فناوری‌های همگرا در کشور تهیه خواهد شد. دارویی که به جای آنکه تمام سلول‌های بدن را درگیر کند، تنها به سلول‌های مشخص و بیمار می‌چسبد و دارو را به آنها می‌رساند. جالب است بگوییم این کار مبتنی بر برون‌داد چند رساله دکتری و کارشناسی ارشد محققان کشور در حال انجام است. این مثال‌ها همگی ناظر بر منافع کوتاه‌مدت فناوری همگرا هستند و در افق بلندمدت هم این فناوری منجر به توسعه آدمی خواهد شد و فیزیک و ذات بشر را توانمندتر از پیش خواهد کرد. تصور کنید گوش انسان بتواند فرکانس‌های بسیار زیر و بلند را بشنود یا بدن انسان دماهای بالا یا پایین را کاملا تحمل کند.

تک‌تک این موارد موضوع تیم‌های نوآور شزان هستند که در آینده بنیان کسب‌وکارهایی نوین خواهند بود و به همین خاطر کمی متفاوت دیده می‌شود. ما اینجا کمک می‌کنیم بچه‌های ایرانی که بسیاری از آن‌ها آرزوی کار در این حوزه فناوری را دارند، با کمک آزمایشگاه‌ها و امکانات ایده‌های خود را بپرورانند و آن‌ها را به بازار کسب‌وکار وارد کنند.

 

  •    ماهیت بین‌رشته‌ای بودن کار شما این سوال را برای ما به وجود می‌آورد که نهایتا تمرکز شما بر کدام حوزه خواهد بود؟ به نظر می‌رسد بی‌نهایت موضوع وجود دارد که می‌توانید در آن‌ها فعالیت کنید.

ما در کوتاه‌مدت تلاش می‌کنیم با ترکیب‌های دوبه‌دو، یعنی حوزه نانوتکنولوژی با بیوتکنولوژی و حوزه اطلاعات با علوم شناختی، فناوری‌های همگرا را به علم پزشکی متصل کنیم و از طریق توسعه دارو وارد محدوده پزشکی شویم. فعلا تمرکز ما بر این حوزه است. اما اگر بخواهم بگویم افق بلندمدت ما چیست و شزان روزی کجا خواهد بود، می‌گویم شزان می‌خواهد خروجی‌های بزرگ فناورانه دانشگاهی را به کف بازار و به قفسه فروشگاه‌های خرده‌فروشی متصل کند، نه به یک کسب‌وکار صنعتی یا دولتی. در شزان تاکید ما بر توسعه کسب‌وکار با مشتری عمومی است و به صورت معمول در شزان از کسب‌وکارهایی که مشتری آن کسب‌وکار دیگری است پرهیز می‌شود. به نظر من یکی از موانع رشد حوزه‌های فناوری سخت در ایران همین بوده که همواره دنبال مشتریان کسب‌وکاری بوده‌اند و کاری با بازار عمومی جامعه نداشته‌اند.

ادامه مطلب را از اینجا بخوانید 

 

 

لینک کوتاه : http://bit.ly/2LrdG2L

دیدگاه شما چیست؟

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید