یکی اتحادیه را می‌زند، یکی دیگر استارت‌آپ بزرگی را متهم به انحصار می‌کند. یکی هم پیدا می‌شود از توطئه همدستی بخشی از اکوسیستم با حاکمیت رونمایی می‌کند. عده زیادی هم هر حرکت و تغییری را برنامه‌ای مدون و ساختارمند برای نابود‌کردن خودشان می‌دانند.

دو نفرِ هم‌نظر، این روزها در اکوسیستم استارت‌آپی پیدا نمی‌کنید! و این غم‌انگیزترین حالت یک کل واحد می‌تواند باشد که خیر سرمان اسم اکوسیستم هم روی آن گذاشته‌ایم.

به همه اینها اضافه کنید قضاوبلاهایی که از زمین و آسمان بر سر کسب‌وکارهای ایرانی و به‌طور کلی اقتصاد این کشور در حال باریدن است؛ از دلار گرفته تا تحریم و رانت و فساد و تورم.

بلبشوی غریبی است. این حجم از «ناهمدلی» برای هر جمعی کشنده است چه برسد برای یک مجموعه‌ای از کسب‌وکارهای نوآورانه که می‌خواهند دنیا را جای بهتری هم بکنند!

آنها که ادعای پراکندن زیبایی و ارزش را دارند، نباید اینقدر درگیر مجادله‌های کلامی و خشونت واژه‌ها شوند و البته که این به معنای بستن دهان نقد و مسدود‌کردن جریان آگاهی نیست؛ که اصولا آگاهی همیشه به دور از هیاهوست که پا می‌گیرد و رشد می‌کند و ارزش می‌سازد.

بحث بر سر مبهم‌کردن و مه‌آلود‌کردن فضاست، چرا‌که در یک فضای گرگ‌ومیش غبارگرفته، وقتی آدم‌ها به یکدیگر تنه می‌زنند و یا خدای‌ناکرده دست به یقه می‌شوند، نه می‌دانید از که مشت می‌خورید و نه می‌دانید به چه کسی ضربتی زده‌اید.

این همان فضایی است که درست ۲سال پیش عده‌ای تلاش کردند با کلیدواژه‌هایی چون «شب» و «بیگانه» و «دزدی ایده‌ها» به وجود بیاورند تا از آب گل‌آلودش، ماهی درشتشان را صید کنند.

آن‌ روزها اکوسیستم هوشیار و همدل شد و به سلامت از آن بزنگاه سخت عبور کرد. امروز اما جای آن همدلی خیلی خالی است و درست در همین روزهاست که استارت‌آپ‌ها یکی‌یکی فیلتر می‌شوند، بی‌برقی امان همه را بریده و دلار به ریش همه کسب‌وکارهای نوپا می‌خندد!

این است داستان این روزهای اکوسیستم استارت‌آپی ایران، اما این همه داستان نیست.

جذب سرمایه ۱٫۵ میلیاردتومانی ژاکت خبر خوب هفته بود؛ خبری که نشان داد هنوز امید به سرمایه‌های داخلی می‌تواند اکوسیستم استارت‌آپی را سرپا نگه دارد و استارت‌آپ‌ها با تکیه بر تیم‌های پرانگیزه و ایده‌های بازارپسند می‌توانند برای توسعه بازارها و محصولات خود روی سرمایه‌گذارهای داخلی حساب باز کنند.

این سرمایه‌گذاری انجام‌شده برای اکوسیستم کم‌امید این روزها درست مثل یک احیای قلبی بود. خبر خوب دیگر ورود دیجی‌کالا به بازار مواد غذایی تندمصرف و شراکتش با روکولند در بازار آنلاین سوپرمارکت‌ها بود؛ یک همکاری خبرساز که البته باید منتظر ماند و نتایجش را دید.

اما فعلا همینقدر می‌توان گفت که معامله‌ها و شراکت‌های بزرگ هنوز در این اکوسیستم انجام می‌شود و با وجود دلار ۷۸۰۰ تومانی و با وجود خطر تحریم‌های تازه آمریکا، هنوز می‌توان به حساب دلخوشی‌های کوچک اینچنینی به آینده امیدوار بود.

پیشنهاد می‌کنم این روزها در عین واقع‌بینی، تلاش کنیم درصد خبرهای خوب را با هر ضرب و زوری که هست بالا بکشیم و به وقت مجادله‌ها و اتهام‌زدن‌ها یادمان باشد که دور هم جمع شدن و تصمیم‌های همدلانه گرفتن و محور قرار دادن منافع جمعی تنها راه ما برای عبور از سال سخت ۹۷ است.

باید تا دیر نشده به یاد خودمان بیاوریم که عبور از این مرحله با یقه‌گیری‌ها و نیش و طعن‌های تلگرامی به جایی نخواهد رسید. باید دور هم جمع شد و حرف‌ها و نقدها را رویارو زد و پاسخ شنید و دغدغه‌های مشترک را به نتیجه رساند. جز این راهی نداریم.

لینک کوتاه : http://bit.ly/2LpIroU

دیدگاه شما چیست؟

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید