سر مقاله شماره ۱۹: ما گم شده‌ایم!

سر مقاله شماره ۱۹: ما گم شده‌ایم!
۲۶ تیر ۱۳۹۵ بدون دیدگاه پیش خوان ,پیشخوان اکبر هاشمی http://goo.gl/f7BQyz
در سر مقاله این شماره اکبرهاشمی سردبیر هفته نامه شنبه با تيتر " ما گم شده‌ايم !"  از جوان هایی می گوید که دغدغه استارتاپ شدن دارند، اما دقیقا نمی دانند که برای رسیدن به جایگاه واقعی این کلمه باید چکارهایی را انجام دهند. آقای سردبیر انگیزه جوان ها برای دانستن را فرصتی مغتنم می داند و می گوید که نباید به بهانه ندانستنشان آنها را ناامید کنیم...

«می‌تونید برای استارت‌آپ ما سرمایه‌گذار پیدا کنید؟»، «می‌توانید برای سرمایه‌گذاری ما استارت‌آپ مناسبی معرفی کنید؟» «می‌تونید به من بگویید کار من استارت‌آپ است یا نه؟» «می‌خواهم یک استارت‌آپ راه بیندازم، چه کار کنم؟» این‌ها سوالاتی است که در غرفه شنبه در نمایشگاه فین‌استارز افراد متعددی آنها را با ما در میان گذاشتند و سوالات بسیار دیگری که نشان از نوعی سرگشتگی و گم‌شدگی است. گویی هم بچه‌های استارت‌آپی و هم سرمایه‌گذاران در گردونه‌ای به دنبال هم هستند، اما هرچه می‌گردند به هم نمی‌رسند. مشکل از کجاست؟
مشکل استارت‌آپ‌ها:
مشکل اینجاست که بین استارت‌آپ‌ها هیچ‌گونه تقسیم‌بندی وجود ندارد. فردی که هنوز ایده در سرش است و فردی که تازه استارت‌آپش را لانچ کرده و کسی که استارت‌آپش طی چند سال به سودآوری رسیده، همه می‌گویند صاحب استارت‌آپ هستند. این نبود تقسیم‌بندی باعث شده مشکلاتشان هم نامشخص و بدون تقسیم‌بندی باشد. در صورتی که تفکیک آنها باعث می‌شود راحت‌تر بتوان مشکلات را بررسی و حل کرد.  مشکل دیگر نداشتن اطلاع و دانش دقیق است. جوان‌ها با شوق‌وذوق می‌آمدند و می‌گفتند برای معرفی استارت‌آپشان راهنمایی و کمک می‌خواهند، اما وقتی ایده اجراشده‌شان را می‌پرسیدی می‌دیدی اصلا استارت‌آپ نیست و می‌ماندی با این همه شوق و امید چه کنی! مگر می‌شود امید کسی را نامید کرد؟ یا دیگری استارت‌آپش واقعا استارت‌آپ بود و می‌گفت می‌خواهد دیجی‌کالا را پشت سر بگذارد اما هرگز اصطلاحات این حوزه، مثل بوم کسب‌وکار و بوم ناب را نشنیده بود و استارت‌آپش در میانه راه بود. چه باید می‌کردیم؟ ستاندن امید و کشتن انگیزه و این همه صفا و عشق به موفق شدن؟
و... ده‌ها مشکل دیگر.
مشکل سرمایه‌گذاران:
سرمایه‌گذاران در این رویداد دو دسته بودند؛ کسانی که می‌دانستند سرمایه‌گذاری جسورانه چیست و کسانی که نمی‌دانستند. آنها که می‌دانستند سرمایه در کف داشتند، اما مشکلشان این بود که با جوانانی پرانگیزه روبه‌رو بودند که ایده و کسب‌وکارشان استارت‌آپی نبود یا صرفا آمده بودند بگویند ایده‌ای در ذهن دارند و دنبال سرمایه‌گذارند!
سرمایه‌گذارانی هم که نمی‌دانستند سرمایه‌گذاری جسورانه چیست، بیشتر عاملان بانک‌ها و نهادهایی بودند که آوازه برندهای موفق ایرانی را شنیده بودند و به جای مشارکت با صندوق‌های سرمایه‌گذاری درصدد تاسیس صندوق و پیدا کردن استارت‌آپی موفق برای سرمایه‌گذاری بودند.
و... مشکلات دیگر.
مشکلات را گفتیم، اما همیشه باید زیبایی‌ها و نکات مثبت را هم دید. آنچه در فین‌استارز ۹۵ دریافتیم و به ما منتقل شد انرژی مثبت وصف‌ناشدنی و آینده‌ای سراسر امیدوارکننده همراه با پیشرفت و توسعه برای ایکامرس است. معتقدیم با آموزش و فرهنگ‌سازی می‌شود این نقیصه‌ها را در مدت‌زمان کوتاهی برطرف کرد، اما برای ایجاد این مقدار و این کیفیت انرژی و انگیزه در بین جوانان مشتاق به کارآفرینی و سرمایه‌گذاران عاشق کارآفرینی میلیاردها و سال‌های سال باید زمان صرف کرد. بیایید در هر جایگاهی که هستیم دست‌به‌دست هم دهیم و نگذاریم امید جوانان جویای کارآفرینی به یاس مبدل شود و به آنها سرکوفت نزنیم که تو نمی‌دانی! به ندانستنشان احترام بگذاریم و زیر بال‌وپرشان را بگیریم و راهنمایی‌شان کنیم. 
صندوق‌های جسورانه نیز با مشورت دادن به بانک‌ها و سرمایه‌گذاران سنتی ایده و انگیزه ورود آنها به ایکامرس را زنده نگه دارند، چراکه بزرگ شدن بازار به نفع همه آنهاست. 
حرف آخر: فین‌استارز نمایشگاه و تجلی‌گاه امید و آرزوی جوانان و سرمایه‌گذاران خدوم این مرزوبوم به پیشرفت و آبادانی ایران اسلامی بود. اشک‌های شوقمان را پشت سرتان می‌ریزیم و در این سفر همراهتان هستیم، با قلممان و با قلبمان.
 

افزودن دیدگاه جدید

CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.‎
Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.‎