سرمقاله اکبرهاشمی شماره۸۸: شب‌نامه درونتان را خاموش كنيد!

سرمقاله اکبرهاشمی شماره۸۸: شب‌نامه درونتان را خاموش كنيد!
۰۷ بهمن ۱۳۹۶ بدون دیدگاه اخبار استارت آپی اکبر هاشمی https://goo.gl/xcWsKs
اوايل امسال از طرف شبكه تلويزيوني افق به يك ميزگرد دعوت شدم؛ ميزگردي كه در مقابل من و دو نفر از موافقان استارت‌آپي، سه نفر از منتقدان استارت‌آپي حضور پيدا كرده بودند؛ كارگردان شب‌نامه و سرمقاله‌نويس وطن امروز و يك فعال كسب‌و‌كار اينترنتي از طيفي خاص. 
سرمقاله اکبرهاشمی شماره88: شب‌نامه درونتان را خاموش كنيد!

اوايل امسال از طرف شبكه تلويزيوني افق به يك ميزگرد دعوت شدم؛ ميزگردي كه در مقابل من و دو نفر از موافقان استارت‌آپي، سه نفر از منتقدان استارت‌آپي حضور پيدا كرده بودند؛ كارگردان شب‌نامه و سرمقاله‌نويس وطن امروز و يك فعال كسب‌و‌كار اينترنتي از طيفي خاص. همانگونه كه مي‌دانيد شبكه افق، شبكه ريسك‌پذير و چالشي است كه سخت‌ترين و تند‌ترين برنامه‌ها را در حوزه‌هاي سياسي تهيه و پخش مي‌كند. به گواه تهيه‌كنندگان اين شبكه از ابتداي شكل‌گيري، تنها يا يكي از معدود برنامه‌هاي تلويزيوني كه ضبط اما هرگز پخش نشد، همين مناظره بود. مگر ما يا شخص من چه چيزي گفتيم كه اين برنامه را غير‌قابل پخش كرد. در آن برنامه تلويزيوني ضمن درك  دغدغه‌هاي مخالفان، تاكيد و اصرار موكد كردم نيت و خاستگاه و دليل اصلي مخالفت با استارت‌آپ‌ها به خطر افتادن منافع باندهاي اقتصاد سنتي بزرگ و كساني است كه منافع كلان و بي‌شمارشان در حفظ وضعيت موجود است. در حالي كه استارت‌آپ‌ها برهم‌‌زننده نظم‌هاي سنتي، كرخت، سنگين و هزينه‌بر براي مردم و سودآوری براي عده‌اي خاص هستند. منظورم اين نبود كه اثبات كنم اين دوستان منتقد از جايي ماموريت دارند. اشتراك فكري‌شان موجب تقويت يك جريان مخرب و به سود مافياهاي اقتصاد سنتي است. 


در ماجراي شب‌نامه، تهيه‌كنندگان اين برنامه به سختي و با روش‌هاي پاپاراتزي و پارتيزاني گذاشتن دوربين در كيف، شنود و... در‌صدد پرونده‌سازي براي كل اكوسيستم استارت‌آپي و زدن آن به زمين بودند. تصوير پوستر شب‌نامه و سياهه اسم‌ها از پرتفوليو‌هاي مختلف اكوسيستم را به‌ياد بياوريد. با اطلاع‌رساني، شفاف‌سازي، قانونمداري و البته درك و جلوگيري احتمالي از سوء‌استفاده‌هاي بدخواهان كشور و از همه مهم‌تر وحدت و اتفاق‌نظر فعالان اكوسيستم براي خنثي‌كردن اين جريان اشتباه، شب‌نامه محو شد. بعد از گذر از روزهاي سخت و بحراني و بي‌اعتمادي كه شب‌نامه ايجاد كرد و در آن برنامه هم گفتم، بيشترين خيانت را به سرمايه‌گذاران متدين و حزب‌اللهي كردند. آنها  بعد از تماشاي فيلم شب‌نامه به‌خاطر آلوده‌نشدن دامنشان به اتهام‌هاي واهي جاسوسي، تغيير و نفوذ، قيد سرمايه‌گذاري در استارت‌آپ‌ها را زدند و از همه ما فاصله گرفته و تلفن‌هايمان را جواب ندادند كه مبادا متهم به همكاري با استارت‌آپ‌ها شوند.  اما امروز كه ورق برگشته و روشن‌شده استارت‌آپ‌ها براي خدمت آمده‌اند نه خيانت و دانه‌ها نهال شده‌اند، تلفن پشت تلفن كه آقا ما چه طوري وارد اكوسيستم شويم؟! مقدمشان گرامي اما اگر سال قبل براي ٢٥ درصد استارت‌آپي ٣٠ميليارد تومان بايد پرداخت مي‌كردند امروز براي همان مقدار سهم بايد چندين برابر پرداخت كنند. يا اگر مي‌خواستند در حوزه‌اي بكر و ناب استارت‌آپي راه بيندازند، استارت‌آپ‌هاي ديگر ماركت را قبضه كرده‌اند و اين فرصتي بود كه شب‌نامه از آنها گرفت!
در شرايطي كه اكوسيستم نوپا روزهاي نسبتا خوبي را از نظر جذب سرمايه داخلي و خارجي مي‌گذراند و سخن از باردادن بذرهاي ديروز و ورود استارت‌آپ‌ها به مرحله رشد يونيكورني است و از سويي شاهد روشن‌شدن  بارقه‌هاي اميد در دل جوانان براي نيل به موفقيت هستيم و بازار سرمايه گوشه چشمي به اكوسيستم انداخته، اين‌بار متاسفانه عده‌اي از فعالان استارت‌آپي نقش و مسئوليت شب‌نامه را برعهده گرفته‌اند. لطفا كاغذ و قلم برداريد كل بازيگران اصلي اكوسيستم را روي يك كاغذ ترسيم كنيد. اسم وي‌سي‌هاي فعال (نه آنها كه فقط مجوز گرفته‌اند)‌، بعد تعداد شتاب‌دهنده‌ها و بعد هم فضاهاي اشتراكي يا حتي منتورهاي معروف، ته تهش همه‌اش‌ مي‌شود چندتاي خيلي كم. خودمانيم و خودمان؛ من، تو، او، آنها. بعد بياييد در همان كاغذ ترسيم كنيد چه استارت‌آپ‌هايي اولين‌ها بودند و كدام وي‌سي‌ها و كدام افراد اين راه و جاده را براي ما باز كردند. اينكه چون نقش مهمي در شكل‌گيري اين اكوسيستم داشتند و اينكه در آينده از آنها به عنوان شكل‌دهندگان و توسعه‌دهندگان اكوسيستم به نيكي ياد خواهد شد، دليلي بر اين نيست كه بگوييم بدون اشكال و ايراد هستند. دليل نمي‌شود همه عملكردهايشان را قبول داشته باشيم و نقدشان نكنيم و يا اينكه براي ايجاد شفافيت مصونيت داشته باشند. اما در ماجراي اخير پيرامون اشتباه كرانچ‌پيس در مورد سرآوا و شخص سعيد رحماني ما چه كرديم. ما مي‌گویيم؛ چون منتقدان هم از دوستان و از ما هستند و از ماست كه برماست. متاسفانه. اينكه دفتر IIIC در هلند فضاي اشتراكي است، اولا ماهيت شركت‌هاي استارت‌آپي است دوما لطفا به هلند نرويد به همين كيش خودمان سر بزنيد، ببينيد در يك ملك چند شركت ثبت‌شده و در كنار هم دفتر مشترك دارند. مدام مي‌گوييم استارت‌آپ‌ها با دارايي‌هاي ملكي ارزش‌گذاري نمي‌شوند اما ملاك خودمان شده دفتر و دستك و ساختمان معظم. يكي از خوشنامان استارت‌آپي اقدام به تاسيس وي‌سي كرده كه دفتر ندارد و از منابع مختلف براي سرمايه‌گذاري ‌روي استارت‌آپ‌ها فاند جمع‌آوري مي‌كند معتقد است مثل يك استارت‌آپ از خانه‌اش شروع كرده است. چه بگوييم؛ بگوييم وي‌سي‌اش وجود خارجي ندارد و جعلي است!! مخالفان بيت‌كوين هم چون بيت‌كوين را نمي‌بينند، آن‌را منكر مي‌شوند. ما هم بايد منكر بيت‌كوين و تلاش‌ها و عملكرد واقعي سعيد رحماني و كساني شويم كه به سختي جذب سرمايه مي‌كنند؟!  باید منکر جذب سرمایه شیپور و سرمایه گذاری لوتوس پارسیان شویم؟! از  طرفي در تحليلي كودكانه، نمي‌گويم خبيثانه و خيانتكارانه، مي‌گويند سرمايه‌گذاري‌هاي بزرگ‌ترين و اصلي‌ترين وي‌سي ايران كاغذ‌بازي و جعلي است. اگر چنين باشد، بايد بگوييم خداحافظ اكوسيستم؛ اما اينگونه نيست. هر صندوقي به‌تنهايي فقط يك اسم نيست. نگاه كنيد به تركيب سهامداران وي‌سي‌هاي مختلف. سرآوا فقط سعيد رحماني نيست. وقتي وي و مجموعه‌اش متهم به پولشويي و تقلب مي‌شود، يعني همه سهامداران اصلي و شكل‌دهندگان آن متقلب هستند! از نوشتن كلمه متقلب با تصور فرد شريف و خوشنامي مثل فرهاد رهنما و... كه از سهامداران سرآوا  و كافه بازار هستند، شرمناك و خجل هستم و پوزش مي‌طلبم؛ مردي كه عمرش را در اين اكوسيستم براي كارآفريني گذاشته نه دوشيدن بانك‌هاي دولتي با سپرده‌گذاري. اين كارآفرين بزرگ و معتمد براین باور است سعيد رحماني در حوزه سرمایه گذاری كار بزرگي كرده است. از طرفي تمامي سرمايه‌گذاري‌هاي صورت‌گرفته و پول خروجي به تاييد نهادهاي ناظر مالي اروپايي و‌ دلارها و يوروهاي ورودي به تاييد بانك مركزي رسيده و همه استارت‌آپ‌ها پول‌هايشان را به ريال و در ايران تحويل گرفته‌اند. تاكيد مي‌كنم ما هم منتقد جدي بخشی از عملكرد سرآوا هستيم، اما همچون مهندس فرهاد رهنما معتقدیم اين واكنش‌هاي كودكانه يا از سر حسادت و غرض‌ورزي يا به‌خاطر رقابت غیر حرفه ای با سرآوا، خواسته یا ناخواسته جفا به كليت اكوسيستم استارت‌آپي ايران است. دامن‌زدن به اين نادرستي، آب به آسياب ريختن و تقويت جريان سنتي مقابل استارت‌آپ‌ها و تسهيل‌كننده برخورد جدي با استارت‌آپ‌ها‌ست. همچنين باني و باعث شكل‌گيري جو بدبيني، تقویت طرح توهم و توطئه و كند‌شدن روند ورود سرمايه‌گذاران سنتي و از همه مهم‌تر منجر به نااميدي نسل جوان استارت‌آپي خواهد شد. بايد باور كنيم ما مسافر يك كشتي هستيم و كسي اجازه سوراخ‌كردن آن را ندارد. اگر جاي كسي تنگ شده مي‌تواند اعتراض كند و در صورت اثبات نظرش سرآوا يا هر مجموعه‌اي بايد تنگ‌تر و تونگ‌تر بنشيند. مراقب باشيم آسيب جدي را كه عملكرد ناخواسته شب‌نامه  به حزب‌اللهي‌ها و سرمايه‌گذاران اصولگرا زد، تكرار نكنيم  و سرمايه‌گذاران ‌مترقي را فراري ندهيم. شب‌نامه‌هاي درونمان را خاموش و رقابت‌ها را حرفه‌اي‌تركنيم. اما يادمان باشد وقتي زورمان نمي‌رسد، زير ميز نزنيم. اينجا ميزي در كار نيست؛ سوار قايق هستيم در دريايي خروشان.

افزودن دیدگاه جدید

CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.‎
Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.‎