سبک زندگی استارتاپی: شما به کارمند استارت‌آپی تبدیل شده‌اید؟

دلایل خشک شدن چشمه خلاقیت‌تان را پیدا کنید
سبک زندگی استارتاپی: شما به کارمند استارت‌آپی تبدیل شده‌اید؟
۱۵ بهمن ۱۳۹۶ بدون دیدگاه سلامت https://goo.gl/c8G1Md
روز اولی که پایتان را به این دفتر گذاشتید، ذهنتان پر بود از ایده‌های رنگارنگ. هر روز که می‌گذشت، دایره فعالیت استارت‌آپی‌تان چند متری گسترده‌تر می‌شد و در رویاهایتان، خود را یک غول دنیای استارت‌آپ می‌دیدید. گرچه از آن روز زمان زیادی نگذشته، اما شما با خود آن زمانتان خیلی فرق کرده‌اید. 
سبک زندگی استارتاپی: شما به کارمند استارت‌آپی تبدیل شده‌اید؟

روز اولی که پایتان را به این دفتر گذاشتید، ذهنتان پر بود از ایده‌های رنگارنگ. هر روز که می‌گذشت، دایره فعالیت استارت‌آپی‌تان چند متری گسترده‌تر می‌شد و در رویاهایتان، خود را یک غول دنیای استارت‌آپ می‌دیدید. گرچه از آن روز زمان زیادی نگذشته، اما شما با خود آن زمانتان خیلی فرق کرده‌اید. ایده‌های ناب و جسورانه، دیگر در ذهن خسته شما چرخ نمی‌زند و مثل یک کارمند، به انجام کار یکنواخت هر روزه بسنده کرده‌اید. چرا به اینجا رسیده‌اید؟ چرا با وجود گذشت زمان، به غول دنیای استارت‌آپ‌ها تبدیل نشده‌اید؟

  •  همین برایتان بس است!

خوب پیش‌رفته‌اید و امروز، نه تنها از رفاه نسبی برخوردارید که در میان همتایانتان حرفی برای گفتن داشته و به نوعی پیشکسوت دنیای استارت‌آپی شده‌اید. همین وضع نسبتا مطلوب، ممکن است زمینه را برای درجا زدن شما فراهم کند. شمایی که بخشی از اهداف گذشته‌تان را محقق کرده‌اید، ممکن است به حفظ این وضع بیشتر از بهبودش اهمیت دهید و به همین دلیل این روزها درجا بزنید.

  •  دنیای استارت‌آپ‌ها چیزی که می‌خواستید نیست!

به نظرتان آن همه اشتیاقی که برای رسیدن به این نقطه داشتید بی‌جا بوده؟ فکر می‌کنید آرزوی قدیمی‌تان، دیگر آرزوی امروزتان نیست؟ همین ناامیدی ممکن است شما را از تلاش برای ساختن روزهای بهتر استارت‌آپی باز بدارد. وقتی فکر می‌کنید همه اشتیاقتان هرز رفته و واقعیت با رویای ذهنی شما تفاوت زیادی داشته، طبیعی است که دلسرد شوید و توانتان برای تفکر خلاقانه کمتر شود.

  •  دست‌هایتان پر از هندوانه است!

شما بیش از حد به گسترش کسب‌وکارتان فکرمی‌کنید و هر جا ایده‌ای را می‌بینید، برای اجراکردنش تلاش می‌کنید؟ بله! اشتیاق بیش از اندازه و باور غیرواقعی به توانایی‌های خود، ممکن است توان شما برای خوب فکرکردن را کمتر کند. وقتی هزاران هندوانه را در آغوش می‌گیرید، خطر افتادن هندوانه‌ها چند برابر می‌شود و تلاشی که برای نگه‌داشتن آنها به خرج می‌دهید، مانع خوب فکرکردن و تفکر خلاقانه می‌شود.

  •  نمی‌پذیرید تغییر کرده‌اید! 

روزی فکر می‌کردید آرزویتان رسیدن به این نقطه است. اما حالا، نه خود شما آدم آن روز هستید و نه شرایط زندگی‌تان مثل قبل. کسب‌و‌کار آرزوهایتان، امروز به دیگر جنبه‌های زندگی شما آسیب می‌زند. هراس از دست‌دادن دیگر داشته‌هایتان، تمرکز شما بر کار را کمتر می‌کند و انرژی‌ای که این جریان از شما می‌گیرد، خلاقیت‌تان را از میان می‌برد.

  •  در جزیره حبس شده‌اید!

آنقدر شیفته کارتان هستید که تنها به آینه خیره می‌شوید و جز کسب‌و‌کار استارت‌آپی خودتان چیز دیگری را نمی‌بینید. وقتی نگاه شما تنها به یک قدم جلوتر است، طبیعی است که خلاقیت هم میانه‌ای با افکارتان نداشته باشد. تفکر خلاق، حاصل آمیخته‌شدن تحلیل‌های شما با اتفاقاتی است که در اطرافتان می‌افتد و وقتی توجهی به اطراف ندارید، نمی‌توانید فکر‌های تازه‌ای را هم به کسب‌و‌کارتان تزریق کنید.

  •  به کسی اعتماد ندارید!

تکروی، عادت همیشگی شماست و نمی‌توانید بپذیرید که برای هدایت یک استارت‌آپ موفق، به یک اتاق فکر نیاز دارید. وقتی فکر می‌کنید خود شما بهتر از هر کسی این کارها را انجام می‌دهید و حاضر به تقسیم مسئولیت‌ها نیستید، نمی‌توانید حجم بالایی از کار را اداره کرده و در جریان کار به ایده‌های تازه هم فکر کنید.

  •  ایده‌هایتان را با همه در میان می‌گذارید!

می‌گویند بیان‌کردن یک ایده، به معنای مرگ آن است؛ یعنی وقتی قبل از کلید‌زدن یک کار و انجام یک نقشه، مدام در مورد آن با هر کسی صحبت می‌کنید، از نظر روانی، میل و انگیزه‌تان برای انجام آن کار کاهش پیدا می‌کند. شمایی که به محض جرقه‌زدن یک فکر، در هر محفلی از آن صحبت می‌کنید، بعید است که خلاقیت‌تان را به مسیر درستی هدایت کنید و آن را تا اجرا به پیش ببرید.

افزودن دیدگاه جدید

CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.‎
Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.‎