از آن زمان به بعد، ثابت شد که داستان‌های کاربر در خارج از جهان نرم‌افزاری نیز مفید هستند. هنگامی که داستان‌های کاربران به‌درستی در زمینه‌‌ بازاریابی محتوا تدوین و به‌کار گرفته شد، تولیدکنندگان محتوا، نیازهای مخاطب را در اولویت تولید محتوا قرار دادند.

  •  داستان کاربر چیست؟ 

واژه‌ داستان، در اینجا با معنای همیشگی آن متفاوت است. در واقع، این نوع داستان می‌تواند تنها حاوی یک جمله باشد. داستان کاربر، ابزاری است که به تیم تولید محتوا کمک می‌کند تا تلاش‌های خود را با درک مشترک مخاطبان و نیازهای آنها  همسو سازد. اصطلاح داستان کاربر، توسط یکی از بنیانگذاران اولیه‌ برنامه‌نویسی افراطی، «کنت بک» ابداع شد. کنت، معتقد است توسعه‌دهندگان باید به صحبت‌های مردم و خواسته‌های آنان از یک نرم‌افزار، توجه کنند. به تدریج، داستان‌های کاربر، از حالت اولیه برای توسعه‌ نرم‌افزار به یک شکل استاندارد تبدیل شد و تکامل یافت.

 به جای ذکر یک دسته از حقایق سئوپسند، داستان‌های کاربری تولید کنید تا به شما کمک کند دریابید «چگونه محتوای شما به مردم کمک می‌کند.»

مهم‌ترین نکته در داستان کاربر، این است که به مزایای آن (جلب‌توجه مخاطب و وضوح هدف) دست یابید. به جای ذکر یک دسته از حقایق سئوپسند، داستان‌های کاربری تولید کنید تا به شما کمک کند دریابید «چگونه محتوای شما به مردم کمک می‌کند.» در یک داستان کاربر، برای بازاریابی محتوا به ۴عنصر اصلی باید توجه کرد:

استفاده از عنوان کوتاه و ساده، محتوا برای چه کسانی است؟ (بخش مخاطب یا شخصیت)، چه مخاطبانی به دنبال آن هستند؟ (معمولا نوع محتوا یا کانال)،  چرا مخاطب به خواندن این محتوا علاقه‌مند است؟ (انتظار دارند که چه مشکلی از آنها را حل کند).

ثبت عناصر چهارگانه (عنوان، چه کسی، چه چیزی و چرا) به شما کمک می‌کند تا روی مخاطبان خود تمرکز کنید. جزئیات دیگری مانند  اهمیت، وضعیت، اندازه‌ تقریبی متن و زمان صرف‌شده، تاریخ تولید محتوا و نویسنده، روی کارتی همانند کارت ایندکس، یک ابزار برای پیگیری پیشرفت، هنگام تولید هر پست وبلاگ است.

اهمیت: زنجیره‌ زرد، نارنجی و قرمز، اهمیت این پست را در ارتباط با کار دیگری که می‌توانستید انجام دهید، نشان می‌دهد. هدف این است که به‌سرعت این پیام را انتقال دهید و این پست، در لیست اولویت تیم قراردارد.

وضعیت: استفاده از یک متن توضیحی کوتاه، وضعیت یا مرحله‌‌ تولید محتوا را نشان می‌دهد: تفکر، تولید، ویرایش، انتشار و غیره. شما می‌توانید وضعیت را هر زمان که دوست دارید به‌روز‌رسانی کنید.

اندازه‌ تقریبی متن و زمان صرف‌شده برای تولید محتوا: این کارت از یک مقیاس ساده‌‌ کم/ متوسط/زیاد برای اندازه‌ تقریبی متن استفاده می‌کند. شما همچنین می‌توانید برآوردی از ساعت‌ها یا تعداد روزهایی که برای تولید محتوای اثربخش وقت گذاشته‌اید، ارائه دهید.

تاریخ تولید محتوا: تاریخی که داستان کاربر را ایجاد کرده‌اید، ثبت کنید. این اطلاعات به شما در جلوگیری از اتلاف وقت و تلاش‌های بیهوده کمک می‌کند.

نویسنده: شما می‌توانید نویسنده را به عنوان فردی که داستان کاربر را نوشته یا به عنوان فردی که محتوایی را تولید کرده است، تعریف کنید.

قطعا‌ شما خودتان می‌توانید داستان کاربر را بنویسید، اما اگر بتوانید تیم تولید محتوا را در نوشتن داستان‌های کاربر درگیر کنید، خواهید فهمید که چقدر محتوای شما منسجم‌تر خواهد شد. با بهره‌گرفتن از کل گروه و تبدیل یک مفهوم کلی به یک داستان کاربری کتبی می‌توانید از ناهماهنگی اجتناب ‌کنید. تیم‌های تولید محتوا تلاش‌های بی‌هدف کمتری خواهند داشت و مخاطبان، یک بخش منسجم از محتوا را بر اساس درک متفاوتی از چگونگی پاسخگویی به نیازهایشان دریافت می‌کنند.

در حالی که داستان‌های کاربر، به‌عنوان بخشی از تغییر توسعه‌ نرم‌افزار چابک به کار رفته‌اند، لازم نیست که حتما‌ از تحول چابک برای استفاده‌‌ مؤثر از آنها بهره ببرید. تیم‌های بازاریابی سنتی نیز می‌توانند داستان‌های کاربر را در فرایندهای تولید محتوای اثربخش خود ادغام کنند و تقریبا تمام مزایا مثل گرفتن توجه و تمرکز قوی مخاطب و ایجاد هماهنگی داخلی بهتر را دربرداشته باشند.

لینک کوتاه : http://bit.ly/2LpVrec

دیدگاه شما چیست؟

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید