همچنین در این مسیر، امکان افزایش ظرفیت و به عبارتی مقیاس‌پذیر بودن محصول یا خدمات میسر باشد. از نظر اینجانب، تعریف مذکور علی‌رغم جامع‌بودن با تمامی مختصات جغرافیایی و بسترهای اقتصادی در جهان هماهنگ نیست. از این حیث، تعریف بنده از استارت‌آپ تمامی کسب‌وکارهایی است که با بهره‌مندی از یک روحیه بالنده و در عین حال خطرپذیر برخاسته‌اند و به شکلی در تلاش برای حل نیازی از یک جامعه یا بخشی از یک جامعه هستند.

بدین ترتیب، تکراری بودن ایده یا محصول و خدمات به‌تنهایی معیار عدم پذیرش یک کسب‌وکار به عنوان استارت‌آپ نخواهد بود. همچنین زمانی این دست از شرکت‌ها در مسیر خود از مراحل رشد و معرفی گذر کرده و به دوره بلوغ خود دست می‌یابند. 

در این مرحله و در حالی‌که لازم است تا ساختار مشخص و مدونی را برای خود تعریف کرده باشند، هنوز تمرکز اصلی بر یافتن و در برخی موارد، ساختن نیازی جدید برای جامعه مخاطب خود است تا کسب‌وکار، مجددا به مرحله رشد و معرفی خود، این بار در یک محصول یا خدمت یا حتی فرایند تولید جدید بازگردد. 

بدین ترتیب حتی اندازه یا طول عمر شرکت، تعیین‌کننده نخواهد بود بلکه حفظ روحیه جسارت و خطرپذیری و اشتیاق به موفقیت در تمامی اجزای بنگاه شاخص اصلی است. با این تعبیر، علی‌رغم ازدیاد تعداد بنگاه‌هایی از این دست طی سال‌های اخیر، هنوز فرهنگ و زیست‌بوم مرتبط که برانگیزاننده اشتیاق بی‌پایان به ساختن و موفقیت در کنار دیگران باشد، به نحو مطلوبی در کشور جریان ندارد. 

 

لینک کوتاه : http://bit.ly/2BYrBy1

دیدگاه شما چیست؟

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید