در حالی‌که در کسب‌و‌کارهای سنتی، رشد معمولا به نسبت میزان منابع مورد نیاز اعم از مواد اولیه و نیروی انسانی تا حدودی خطی است.  در حالی‌که راز پشت پرده موفقیت و پتانسیل رشد استارت‌آپ‌ها، دقیقا در خلق ارزش برای مشتری است که موجب می‌شود ارتباط میان میزان رشد و منابع مورد نیاز اولیه، نمایی باشد.  

بنابراین کسب‌وکاری که صرفا روی یک اپلیکیشن کار می‌کند یا از طریق وب‌سایت، محصولی را به فروش می‌رساند، به این معنا نیست که یک استارت‌آپ است، بلکه اگر ارزش شایان نوآورانه‌ای به مشتری ارائه کند و ازاین طریق بتواند ماهانه و حتی هفتگی رشد قابل توجهی در میزان فروش و توسعه محصول خود نشان دهد، یک استارت‌آپ است.  درعین حال، این رشد سریع، با ریسک فراوان همراه است، زیرا بر پایه نوآوری رخ می‌دهد.

البته باید حواس‌مان باشد که کلمه استارت‌آپ، در واقع به مرحله‌ای از رشد کسب‌وکار اطلاق می‌شود که در آن مرحله، کسب‌و‌کار احتمالا نمونه اولیه‌ای دارد و در تلاش برای فروش و رشد سریع‌تر، گرفتن سهم بازار بیشتر و جذب مشتری از طریق تبلیغات، بهبود محصول اولیه و متناسب‌کردن آن با نیازهای مشتری است.  به کسب‌وکاری که در این مرحله رشد قرار دارد و قابلیت رشد سریع را داشته باشد استارت‌آپ می‌گویند.  پس ایده‌ای که در ذهن یک نفر به‌وجود می‌آید، استارت‌آپ نیست و کسب‌وکار بالغ‌شده‌ای که کارکنان زیادی دارد یا به سودآوری زیادی دست پیداکرده، دیگر استارت‌آپ به شمار نمی‌رود.  سرمایه مورد نیاز برای استارت‌آپ نیز برای توسعه محصول، ورود به بازار و احتمالا جذب تعداد محدودی نیروی انسانی خواهد بود که به جهت نوآورانه بودن ونبود دستاوردهای قابل لمس متداول، از طریق ابزارهای تامین مالی سنتی به‌دست نمی‌آید‌. بنابراین هر کسب‌وکار کوچک و متوسط (SME) به معنی استارت‌آپ نیست، بلکه شاکله یک استارت‌آپ، ارزش پیشنهادی و قابلیت رشد سریع آن است.

لینک کوتاه : http://bit.ly/2LmKJ8c

دیدگاه شما چیست؟

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید