از خیبر تا شزان! +بخش اول

از خیبر تا شزان! +بخش اول
۲۸ اسفند ۱۳۹۵ بدون دیدگاه سلبریتی بهاره بديعى http://goo.gl/jf3rd5
 بخش اول گفت و گو شنبه مگ با رضا کلانتری‌نژاد بنیان‌گذار شزان، که از جوانان و سرمایه‌گذارانی می‌گوید که چشم بر منافع کوتاه مدت بسته‌اند و به امید ده سال بعد در این آفرینشگاه فن‌آوری می‌آفرینند. ده سال بعد شزان را تصور کنید، با صدها فناوری جدید و صد نفر پژوهشگر که در این مرکز تحقیق و توسعه فعالیت می‌کنند. سرمایه‌گذار هم میان همه انتخاب‌هایش ما را برمی‌گزیند...
از خیبر تا شزان!

«ش ز ا ن» ترکیب اسمی عجیب که همه‌چیز را برایمان گنگ و نامفهوم می‌کرد. فقط شنیده می‌شد که یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاران خطرپذیر ایران روی این استارت‌آپ سرمایه‌گذاری کرده است! و بعد هم خبر آمد شزان با شرکت بلاروسی قرارداد همکاری امضا کرده. هرچه در ذهنمان گشتیم که محصول این استارت‌آپ چیست، پاسخی نیافتیم. برای همین راهی سیلیکون‌ولی ایران در حوالی بومهن شدیم. پارک علم و فن‌آوری پردیس، نوآوری ۲، پلاک ۲۵.
ساختمانی که طبقه اول نیمه‌کاره‌اش بیشتر ذهنمان را مشغول کرد. بسته‌های بزرگ چوبی بازنشده میان گچ و آجرهای روی هم تلمبارشده. از پله‌های آهنی که بالا رفتیم وارد فضایی متفاوت شدیم. حجم انبوهی از سفیدی. سرامیک‌های سفید، میزهای سفید، دیوارهای سفید و کارکنانی با روپوش‌های سفید. حسی شبیه بیمارستان یا بخش آزمایشگاهی بیمارستان‌ها. حالا کم‌کم فکر می‌کردیم با یک استارت‌آپ دارویی روبه‌رو هستیم. اما وقتی دکتر رضا کلانتری نژاد، بنیان‌گذار شزان، روبه‌رویمان نشست و شروع کرد به حرف زدن متوجه شدیم پا به یک آفرینشگاه گذاشته‌ایم. آفرینشگاهی که در آن از محصول به مفهومی که ما می‌اندیشیدیم خبری نیست و عجیب‌تر آنکه سرمایه‌گذاران روی کسب‌وکاری سرمایه‌گذاری کرده‌اند که برای به بار نشستنش باید نزدیک به یک دهه فقط هزینه کنند و در ۱۰ سال آینده شاهد اتفاقی بزرگ باشند. تیمی که در شزان کار می‌کنند همه جوان هستند، آنقدر جوان که وقتی به چهره‌هایشان نگاه می‌کردیم باورمان نمی‌شد که این دختران و پسران جوان می‌خواهند چیزهایی بیافرینند که تصور آن هنوز برایمان سخت است. اما ما در مقطعی تاریخی مثل جنگ هم شاهد بودیم که بچه‌های جوان ایرانی نشدنی‌ها را شدنی کردند. دیروز در خیبر و هورالعظیم و امروز در شزان و در پارک و علم و فن‌آوری پردیس.

 

  •    براي شروع ابتدا از شزان برايمان بگوييد؟

شايد تا به حال کمتر شنيده باشيد که کسب‌وکاري نوپا برون‌داد فلسفه و مطالعات علم و فناوري باشد، شما امروز جايي هستيد که به اندازه‌ اتکا به توسعه فناوري‌هاي نوين، زاييده علاقه‌مندي جمعي است به فلسفه و مديريت علم و فناوري. علاقه‌مندي که نتيجه مشارکت در فعاليت‌هاي متعدد توسعه علم و فناوري و تجاري‌سازي است که همراه با تجربه‌هاي موفق و ناموفق بوده است. به گمانم شزان نماد تمايل به مشارکت و اثرگذاري در يک تغيير بزرگ اجتماعي است که مبتني بر فناوري‌هاي همگراست. شزان جايي است که شانس علاقه‌مندان به ارزش‌آفريني مبتني بر فناوري‌هاي همگرا را افزايش مي‌دهد. بستري است براي نوآوراني که مي‌خواهند با تکيه بر موج بعدي فناوري، تغييري شگرف در جامعه به وجود آورند. شزان خانه اين نوآوران فناوري‌هاي همگراست.

 

  •  چه اتفاقي افتاد که ‌تصميم به بناي اين خانه‌نوآوري گرفتيد و از کي شروع کرديد؟

سال ۱۳۸۲، مدير مهندسي يک مجموعه‌ خصوصي و معتبر قطعه‌سازي صنايع خودروسازي بودم و دو سه سال بود که از دانشگاه در مقطع کارشناسي ارشد فارغ‌التحصيل شده بودم. با آنکه موقعيت حرفه‌اي مناسبي داشتم و درآمد بدي نداشتم، احساس مي‌کردم گمشده‌اي دارم که مقبوليت در کار را برايم کمرنگ کرده بود. حوزه کاري‌ام ايستا بود، اميدم به آينده را کم‌رنگ مي‌کرد، مي‌خواستم چيزي در آينده خلق کنم. همين باعث شد آن مجموعه را ترک کنم و به دنبال ادامه تحصيل بروم به اين اميد که گمشده‌ام را در دوره دکتري بيابم. نخست به مجموعه پژوهشي پيوستم و سپس دوره دکتراي مهندسي مکانيک را در دانشگاه صنعتي اميرکبير شروع کردم، اما به‌مرور فهميدم ادامه تحصيل در رشته مهندسي مکانيک آن چيزي نيست که جستجو مي‌کردم.

گاهي آشنايي با بعضي آدم‌ها نقطه عطف زندگي آدمي مي‌شود، آدم‌هايي که ديدنشان، مسير زندگي را عوض مي‌کند. از سال‌ها قبل، به دليل همکاري با دکتر بهرامي در شوراي پژوهش‌هاي علمي کشور در سال‌هاي مياني دهه ۷۰ با موضوع فناوري‌هاي نوين و آينده‌پژوهي آشنا بودم و همين باعث شده بود تا فناوري و چگونگي توسعه آن برايم موضوعي جذاب باشد و همين انگيزه‌اي شد تا به دنبال حوزه‌هاي جديد بگردم و درنهايت زمينه فناوري نانو را براي گذراندن رساله‌ دکتري انتخاب کنم. با آغاز دوره دکتري با دکتر هاشم رفيعي‌تبار آشنا شدم و درنهايت ايشان هدايت رساله‌ دکتري مرا به همراه آقاي دکتر بهرامي به‌عنوان استادان راهنما پذيرفتند. دکتر هاشم رفيعي‌تبار استاد فناوري نانو در پژوهشگاه دانش‌هاي بنيادين، يک دانشمند به تمام معنا، زيرک و نکته‌بين بود. اما به گمان من مهم‌ترين ويژگي ايشان درک بنيادين عوامل تغيير علمي و فناورانه بود، حوزه‌هاي بين‌رشته‌اي را مي‌شناخت و پژوهش برايش امري جدي بود. آشنايي با ايشان مرا به فناوري‌نانو و زيست‌فناوري علاقه‌مند کرد، چيزهاي زيادي بود که نمي‌دانستم، بايد از نو شروع مي‌کردم، حتي مباني هم برايم آشنا نبود و همين جذابش مي‌کرد. پر بود از فضاهاي کشف نشده و صورت‌مسئله‌هاي جديد. همين علاقه‌مندي مرا از مهندسي دور و به علوم نزديک کرد. آنجا بود که دريافتم دنيا چندان هم آن‌گونه که مهندسان مي‌بينند نيست. دنيا آنقدرها هم برنامه‌پذير نيست و پيچيده‌تر از آن چيزي است که به نظر مي‌رسد، خيلي بزرگ‌تر از اين حرف‌هاست که کسي برايش نقشه بکشد. همين صورت‌مسئله‌ها مرا به حوزه زيست نانوفناوري کشاند و رساله دکترايم را با وجود همه مشکلات در همين حوزه انجام دادم. قانع کردن دانشگاه‌ که مرا به‌عنوان دانشجوي دوره‌ دکتري مهندسي پذيرفته بود کمي دشوار بود اما با حمايت استادان راهنمايم، ممکن شد. هرچه بيشتر در اين مسير قدم برمي‌داشتم، مي‌فهميدم که پارادايم جديدي در حوزه علم و فناوري در راه است و شواهد بيشتري براي آن مي‌يافتم. پارادايمي که هيچ نسبتي با گذشته ندارد. اگر موج سوم را موج فناوري اطلاعات بدانيم، چيزي در راه است که توان آن به‌مراتب بيشتر و گسترده‌تر از توانمندي‌هاي قبلي فناورانه است. موجي تازه که به شما اجازه مي‌دهد ساختارها و مواد را در ابعاد مولکولي و اتمي دستکاري کنيد و به صورت بنيادين از توان هستي براي برآوردن نيازهاي آدمي استفاده کنيم.  در همين خيال‌ها سير مي‌کردم و به دنبال دست‌وپا کردن رساله‌اي مناسب براي دکترايم بودم که يکي از دوستانم را که در حوزه آينده‌پژوهي کار مي‌کرد، ملاقات کردم. او برايم روي يک‌تکه کاغذ کوچک از سندي اخير در ايالات‌متحده آمريکا نوشت که در آن آمده نانوتکنولوژي، بايوتکنولوژي، اطلاعات و علوم شناختي در کنار ارتباط دوبه‌دو، ارتباطي چهارگانه با هم دارند. کاغذ را در حالي که سوالات تازه‌اي در ذهنم ايجاد شده بود، از او گرفتم. چند هفته بعد با علي پايا، فيلسوف فلسفه علم، آشنا شدم. او در جلسه‌اي گفت که به دنبال مطالعه بر روي حوزه اِنبيک (شزان) است و مي‌خواهد بداند همگرايي نانوتکنولوژي، بيوتکنولوژي، اطلاعات و علوم شناختي و ساختن يک ابرفناوري منجر به چه چيزي مي‌شود و اثرات احتمالي آن بر جامعه ايراني چيست. پا پي همکاري با علي پايا شدم و با اصرار توانستم دو سال با او کار کنم. اين همکاري منجر به نشر کتابي درباره فناوري‌هاي همگرا شد و در آن «شزان» به‌عنوان سرواژه بديل اِنبيک خلق شد. رساله دکتري‌ام را تمام کردم و باور داشتم که فناوري‌هاي همگرا موج چهارم تمدن بشري را مي‌آفرينند. سوال اين بود که براي سرعت بخشيدن به تجاري‌سازي يافته‌هاي فناورانه علمي چه بايد کرد تا احتمال موفقيت به‌کارگيري و تجاري‌سازي يافته‌هاي فناورانه علمي بيشتر شود؟ به نظر مي‌رسيد ارتباط مستقيم و موثر بين متوليان توسعه فناوري و بازار بدون سازمان‌هاي واسط ممکن نيست. مطالعه سازمان‌هاي نوآوري و شتاب‌دهي فناوري موجود در جهان نشان مي‌داد که يکي از راه‌حل‌ها، راه‌اندازي چنين سازمان‌هايي است.  از سال ۱۳۸۳ بخش‌هايي از سياست‌گذاري علم و فناوري ازجمله ستاد توسعه فناوري نانو به حوزه فناوري‌هاي همگرا و اهميت آن توجه داشتند. تا درنهايت در سال ۱۳۹۴ با تشکيل ستاد راهبردي فناوري‌هاي همگرا اين توجه شکلي رسمي به خود گرفت و در معاونت علمي و فناوري رياست جمهوري ساختار يافت. همزمان سرمايه‌گذاران هم به اين موضوع علاقه نشان دادند. گويا کساني که آينده توسعه علم و فناوري را رصد مي‌کردند، مي‌ديدند که پتانسيل‌هاي کشور در حوزه فناوري‌هاي همگرا دست‌کمي از حوزه فناوري اطلاعات ندارد و همين باعث شد تا در تعامل با سرمايه‌گذاران، تيم بنيان‌گذار شزان به جمع‌بندي ايجاد يک مرکز نوآوري و شتاب‌دهي مبتني بر فناوري‌هاي همگرا برسد و به صورت رسمي شزان در دوازدهم بهمن‌ماه ۱۳۹۴ متولد شد تا فرآيند تبديل فناوري به محصول را تسهيل و تسريع کند. شزان علاوه بر من هم‌بنيان‌گذاران و همکاراني دارد که وجود باوجودشان بي‌نظير و بي‌بديل است. سخت‌کوشي، خلاقيت و نوآوري، نگاه ملي و اجتماعي و تخصص بالا از ويژگي‌ها مهم همراهان من در شزان است. بدون حضور ايشان شزان قابل‌تحقق نبود. به نظر من عشق مسري است. اين را به صورت علوم شناختي مي‌گويم. عصب‌هايي در مغز داريم که فعاليتشان آيينه‌اي است و رفتارهاي ما را تکرار مي‌کنند. اگر کسي بخواهد در جايي مثل شزان کار کند، بايد عشقش به بقيه سرايت کند. به گمانم در شزان به‌خوبي مي‌توان اين سرايت را ديد.

 

  •    شايد براي شما عادي باشد اما اطلاعات ما  از اين حوزه که تازه‌ وارد ايران شده، محدود است. اگر ممکن است کمي بيشتر درباره موضوع استارت‌آپتان توضيح دهيد.

شزان يک خانه نوآوري است. بستري که کمک مي‌کند اگر کسي در حوزه فناوري‌هاي چهارگانه ايده‌اي داشته باشد، آن را با سرعت زياد تبديل به کاربرد موثر در بازار ‌کند و يک زنجيره کامل کسب‌وکار را ايجاد کند. چيزي شبيه شتاب‌دهنده‌ها، اما شزان شتاب‌دهنده به سبک شتاب‌دهنده‌هاي حوزه فناوري اطلاعات نيست. به اين واسطه که شتاب‌دهنده‌ها به صورت معمول از الگوهاي استاندارد پيروي مي‌کنند. شزان بيشتر شبيه مراکز تحقيق و توسعه وابسته به صنايع است. نيازي در بازار وجود دارد، دانش پايه‌اي را مي‌طلبد و شزان کمک مي‌کند با يک روش‌شناسي خاص اين دو به هم متصل شوند و گام‌هاي توسعه فناوري، محصول و بازار طي شود.  همه تا حدودي با چهار حوزه فناوري به صورت جداگانه آشنايي داريم؛ فناوري اطلاعات که براي عموم مردم آشناست. فناوري نانو هم‌اينک سابقه‌اي بيش از ۲۰ سال دارد، به صورت خلاصه اين فناوري قابليت دستکاري و کنترل مواد در ابعاد اتمي و مولکولي براي بروز ويژگي‌هاي نوپديد است، يعني بهره گرفتن از توان هستي در ابعاد اتمي و مولکولي. زيست‌فناوري هم کاربرد زيست در برآوردن نيازهاي آدمي است و علوم و فناوري شناختي به زبان ساده به هر آن چيزي بازمي‌گردد که در حوزه روانشناسي، مغز و عصب‌شناسي، و فلسفه ذهن وجود دارد. حال سوال اين است که چطور مي‌توان اين چهار فناوري را با هم ترکيب کرد؟ سوالي که پاسخي فيزيکي دارد. وقتي به هر چهار حوزه در ابعاد اتمي نگاه کنيم، همه آن‌ها يک ساختار دارند و قوانين فيزيک پايه‌اي بر آن‌ها حاکم است. بنابراين شايد بتوان فناوري خلق کرد که قابليت هر چهار حوزه و فراتر از آن را داشته باشد. البته اينکه اين همگرايي منجر به هم‌افزايي خواهد شد يا نوعي همجوشي اتفاق خواهد افتاد محل اختلاف متخصصان است. اگر همجوشي تحقق يابد ما به فناوري دست خواهيم يافت که يک ابرفناوري نوين است با قابليت‌هاي نوپديدي که براي آن تاکنون بديلي نبوده است. فناوري که قادر خواهد بود در تراز مولکولي و اتمي، ساختارها و محصولات هوشمندي خلق کند که ويژگي‌هاي نوپديد داشته باشند. در ميان‌مدت، همگرايي که هم‌افزايي مي‌شود نيز قابليت‌هايي در اختيار قرار خواهد داد که تاکنون هيچ فناوري در اين سطح قادر نبوده است چنين راه‌حل‌هايي براي برآوردن نيازهاي آدمي خلق کند به گونه‌اي که اثربخشي آن را مي‌توان با عصر فناوري اطلاعات مقايسه کرد.  

 

  •   خروجي اين همگرايي چه مي‌تواند باشد؟

گوشي موبايل خود را تصور کنيد که امروز يک کارخانه تماما آن را ساخته است، حالا زماني را تصور کنيد که گوشي‌هاي موبايل زاده و بعد پرورانده شوند، از طريق ابرفناوري که نهفته در دل همين چهار فناوري است. بعضي از شرکت‌هاي خودروسازي پيشرو چون مرسدس بنز باور دارند که تا سال ۲۰۵۰ ميلادي خودروها ديگر در يک خط توليد، توليد نخواهند شد بلکه از دل يک انکوباتور زاده  خواهند شد و بعد توسط مشتري پرورانده مي‌شوند. خودروهايي که هرکدام با توجه به فردي که مالک آن‌هاست، منحصربه‌فرد خواهند بود. تحقق اين افق بلند، منافع کوتاه‌مدتي هم با خود به همراه خواهد داشت. به‌طور مثال توسعه ابزارهايي که رابط ميان انسان و ماشين هستند، تکنولوژي که ترکيب حوزه فناوري اطلاعات و علوم شناختي است و مي‌گويد چطور مي‌توانيم به جاي اينکه در يک ماشين تايپ کنيم يا از موس استفاده کنيم، با فکر کردن به آن فرمان دهيم. در حال حاضر همکاران من سامانه‌اي طراحي کرده‌ و ساخته‌اند که با فکر خود به کامپيوتر فرمان مي‌دهد. مثال ديگر توسعه حسگري است که بتوان در يک آن با استفاده از يک قطره خون، عوامل بيماري‌زا در بدن انسان را شناسايي کند. يا مواد و محصولاتي که قابليت‌هاي تکاملي و خودترميمي دارند. توسعه داروهايي با قابليت رسانش هدفمند، از حوزه‌هاي مهم در فناوري‌هاي همگراست.  اکنون شزان در حال مذاکره نهايي با يک مجموعه داروسازي بين‌المللي براي تحقيق و توسعه بر روي دارويي هوشمند است که قادر است با رهايش تحت کنترل، دارو را به عضو مورد نظر برساند و از عوارض آن بر ساير اعضاي بدن بکاهد. اين دارو با تکيه بر دانش فني ايجاد شده در حوزه فناوري‌هاي همگرا در کشور تهيه خواهد شد. دارويي که به جاي آنکه تمام سلول‌هاي بدن را درگير کند، تنها به سلول‌هاي مشخص و بيمار مي‌چسبد و دارو را به آنها مي‌رساند. جالب است بگوييم اين کار مبتني بر برون‌داد چند رساله دکتري و کارشناسي ارشد محققان کشور در حال انجام است. اين مثال‌ها همگي ناظر بر منافع کوتاه‌مدت فناوري همگرا هستند و در افق بلندمدت هم اين فناوري منجر به توسعه آدمي خواهد شد و فيزيک و ذات بشر را توانمندتر از پيش خواهد کرد. تصور کنيد گوش انسان بتواند فرکانس‌هاي بسيار زير و بلند را بشنود يا بدن انسان دماهاي بالا يا پايين را کاملا تحمل کند.

تک‌تک اين موارد موضوع تيم‌هاي نوآور شزان هستند که در آينده بنيان کسب‌وکارهايي نوين خواهند بود و به همين خاطر کمي متفاوت ديده مي‌شود. ما اينجا کمک مي‌کنيم بچه‌هاي ايراني که بسياري از آن‌ها آرزوي کار در اين حوزه فناوري را دارند، با کمک آزمايشگاه‌ها و امکانات ايده‌هاي خود را بپرورانند و آن‌ها را به بازار کسب‌وکار وارد کنند.

 

  •    ماهيت بين‌رشته‌اي بودن کار شما اين سوال را براي ما به وجود مي‌آورد که نهايتا تمرکز شما بر کدام حوزه خواهد بود؟ به نظر مي‌رسد بي‌نهايت موضوع وجود دارد که مي‌توانيد در آن‌ها فعاليت کنيد.

ما در کوتاه‌مدت تلاش مي‌کنيم با ترکيب‌هاي دوبه‌دو، يعني حوزه نانوتکنولوژي با بيوتکنولوژي و حوزه اطلاعات با علوم شناختي، فناوري‌هاي همگرا را به علم پزشکي متصل کنيم و از طريق توسعه دارو وارد محدوده پزشکي شويم. فعلا تمرکز ما بر اين حوزه است. اما اگر بخواهم بگويم افق بلندمدت ما چيست و شزان روزي کجا خواهد بود، مي‌گويم شزان مي‌خواهد خروجي‌هاي بزرگ فناورانه دانشگاهي را به کف بازار و به قفسه فروشگاه‌هاي خرده‌فروشي متصل کند، نه به يک کسب‌وکار صنعتي يا دولتي. در شزان تاکيد ما بر توسعه کسب‌وکار با مشتري عمومي است و به صورت معمول در شزان از کسب‌وکارهايي که مشتري آن کسب‌وکار ديگري است پرهيز مي‌شود. به نظر من يکي از موانع رشد حوزه‌هاي فناوري سخت در ايران همين بوده که همواره دنبال مشتريان کسب‌وکاري بوده‌اند و کاري با بازار عمومي جامعه نداشته‌اند.

ادامه مطلب را از اینجا بخوانید 

 

 

افزودن دیدگاه جدید

CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.‎
Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.‎